۳۰ فروردین ۲۰سالم شد
تولدم مبارک
****************************
دلم برات تنگه ...
می دونم که می دونی
***************************
امیر ...
منو ببخش هیچ وقت احساس واقعیمو نگفتم.
گریه های اون روز بارونی ام فقط بخاطر این بود که چرا همیشه منتظر بودم تو اول ثابت کنی چقدر برات ارزش دارم و بعد من ثابت کنم.
+ نوشته شده در جمعه 30 فروردین1387ساعت 18:5  توسط خودم
|
نمي دونم تا به حال به اين مطلب فكر كرديد يا نه " كه گوسفندها خيلي مواقع از آدما با فهم تر و با كمال تر هستند؟!
اگر گفتيد چرا؟؟(1min Taamol konid)
چي شد به نتيجه اي رسيديد يا نوچ ؟؟
بخاطر اينكه موقعي كه از كنار جاده ها (همين جاده هاي شمال خودمون) رد مي شيم مي بينيم كه گوسفندها همه در محلي كه واسشون مشخص شده ايستادن و در حال ميل كردن علف هستند. يعني عقلشون مي رسه كه بفهمند آقا جان همين حدي كه واست مشخص كردن همين جا فقط علف داره، بري اون طرف يا گم ميشي يا گرگ يه لقمه ات مي كنه يا پرت ميشي ته دره.
و اونا با اينكه گوسفندن مي فهمند كه نبايد از اين حريمي كه واسشون مشخص شده پا را فراتر گذاشته( خارج نشوند) و اگر خارج شدند به ضررشونه و چه خطري اونا رو تهديد مي كنه .
حالا رسيديم به اصل ماجرا
ادمها متاسفانه با اينكه اسمشون انسان، هنوز ياد نگرفتند كه نبايد از حد و حريمي كه واسشون مشخص شده پا اون ور تر بذارن. (شعورشون در همين حده)
و هنوز نفهميدندكه چه خطراتي مي تونه اونهارو خارج از اين حصارتهديد كنه.
حالا به نظر شما كدوم گوسفند؟
گوسفند آدمه يا آدم گوسفنده؟
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 15 فروردین1387ساعت 12:5  توسط خودم
|
خيلي دلم مي خواد برم يه جايي كه فقط خودم باشم و خداي خودم
خسته شدم ، حوصله ندارم، نمي دونم چرا اينجوري شدم؟
از بيكاري كلافه شدم
از همه چي خسته شدم.
آدما، كاراشون، حرفاشون، از اينكه فكر مي كنند خيلي مي فهمند ولي با عرض پوزش هيچي حاليشون نيست.
خيلي راحت به همديگه بي احترامي مي كنيم. توهين، خيانت، شك، بدبيني، حقارت تمام وجودمون اشباع شد از اينها بد خودمون معركه مي دونيم.
يه اتفاق خيلي بد داره خردم مي كنه. از اينكه از روز دوم عيد رنگ خوشي نديدم. از مردن بچه 6 ماهه حميد كه هنوز به دنيا نيامده مرد.
مردن دختر 23 فاميلمون كه از امامزاده صالح برمي گشتندو تصادف مي كنند و تازه نامزد شده بود و روز سومش روزي بود كه قرار بود جشن عقد بگيرند.
و بقيه مردنها و اتفاقات ناخوشايند ديگه كه بسيار و حشتناك بودن..
حالا حق مي دهيد كه ديگه حوصله نداشته باشم.
از حق نگذريم اتفاق خوب هم افتاد
عروسي دخترخالم نازي كه بازهم اون در كنار همه اون اتفاقات بد خوب بوده.
لحظه سال تحويل كه بهترين اتفاق زندگيم افتاد ...
حضور يه نفر كه قلب زندگي من است.
ولي اين روزا كلي سرش شلوغه و بايد حواسش به كارش باشه ( اي بي معرفت)
ما كه به ياد شما هستي.م
همه خوبي ها و بدي ها مي گذرند. ولي به قول زنداييم همه اينا نشونه است و مي خواد به ما يه چيزي را بگه تا درستي و غلط بودن راهمون بفهميم.
كجاست يه حواس جمع؟
ولي با اين حال اميدوارم هميشه، همه ادما شاد باشند، همه منفي بافي ها، خيانت ها، حقارت ها، پليدي ها رو توي خواب شبونه به دست فراموشي بسپارند و به جاش خوش بيني، عشق، مهرباني، دوستي، صفا رو به بيداري هديه بدهند.
خواهشا امسال دل كسي رو نشكنيد. به كسي توهين نكنيد. خيانت نكنيد.
**************
راستي يه اتفاق خوب امروز تولد مامان جونم
كه يه دنيا دوستش دارم ولي هميشه هم با هم دعوا داريم، آخرشم من بايد منت كشي كنم( قربونت برم، دوست دارم * مثل رضا گلزار گفتم دوست دارم *
تولدت مبارك ان شالله كه هزار سال در كنار همسر عزيزتون و دوتا دسته گلتون خوب و خوش زندگي كنيد و ان شالله كه يك داماد بسيار خوب نصيب شما بشه ( همسر بنده ).
عروس نمي گم چون چشم ديدنش ندارم(اخر حسادت)
شوخي بود، فقط مي خواستم بگم كه حسادتم نكنيد .
بله ديگه عرضي نيست، پول تلفن زياد مي ياد بعد بايد برم تو چهله تابستون يخ حوض بشكنم پول تلفن بدم.
ولي در كل براي همه بهترين ها رو آرزو دارم.
+ نوشته شده در دوشنبه 12 فروردین1387ساعت 12:7  توسط خودم
|
امروز هر لحظه كه حرف مي زديم به اين فكر مي كردم، چطور شد كه اين طور شد.
ولي اخر سرم به نتيجه نرسيدم.
كلي خنديديم و سر به سر هم گذاشتيم و قهر مصلحتي، ديدن pageهمديگه و شوخي هاي كه باعث منت كشي مي شد (از طرف تو بودا)
رنگ آبي هم بهت مي ياد.
كلي از كارات خنده ام گرفته بود.
راستي كاري خنده داره اون آدماي كه پيشمون بودند.
خنده هاي ريزريزكي، ايميل استاد من، ديدي همه منو دوست دارن.
حواستم تو نوشتن جمع كن كه به جاي خوشي ننويسي شوشي ( من كه برات حواس نمي ذارم. مي ذارم، نمي ذارم كه)
اختراع جديد حرف زدن رو در رو، روي كاغذ بنويسي جاي اينكه بگي ( اينم يه جورشه)
موش كوچولوي خوجگليه نه اسمش مي ذارم ...
توبگو چي بذارم
+ نوشته شده در شنبه 10 فروردین1387ساعت 15:33  توسط خودم
|
+ نوشته شده در شنبه 3 فروردین1387ساعت 10:12  توسط خودم
|