تبليغاتX
خبرنگار کوچولو

خبرنگار کوچولو

من خودم هستم.

حرف هايي از جنس نگفتن

نمي دونم تو كجايي، دل تو مال كيه

 اون دو تا چشماي نازت حالا تو فال كيه

نمي دونم خاليه دستاتو كي پر ميكنه

بگو بگو كي مي تونه

 جاي عكس من تو چشمات حالا چشماي كيه

 نمي دونم مي دوني ديونتم مثل قديم

 مثه اون لحظه كه گفتي ديگه عشقو بلدي

 نمي دونم مي دوني هنوزچقدر دوست دارم

 هنوزم اسمت مي ياد به ياد چشمات بيدارم

 نمي دونم تو كجايي، دل تو مال كيه

  اون دو تا چشماي نازت حالا تو فال كيه

 نازگلم يادش بخير خاطره هامون يادته

 اون همه ديونگي ها، سادگي ها يادته

يادته روزاي بارون چقدرعاشق مي شديم

 همه دنيات مي شدم دوست دارم هات يادته

 يادته

 يادته يادته

نمي دونم تو كجايي، دل تو مال كيه

 اون دو تا چشماي نازت حالا تو فال كيه.

 از امين رستمي *

+ نوشته شده در  سه شنبه 31 اردیبهشت1387ساعت 22:50  توسط خودم  | 

يه تبريك دوستانه

 پدرام گلم سایتش را افتتاح کرد

www.tooring.com

بهش تبريك مي گم.

آنکس که بداند و بداند که بداند | اسب شعف از گنبد گردون بجهاند
آنکس که بداند و نداند که بداند | بيدار کنيدش که بسي خفته نماند
آنکس که نداند و بداند که نداند | لنگان خرك خويش به منزل برساند
آنکس که نداند و نداند که نداند | در جـهـل مرکب ابــد الدهر بماند

TOORING

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 اردیبهشت1387ساعت 20:25  توسط خودم  | 

باور نکردم

 

وقتی اومدی باور نکردم, بهت گفتم که من پره دردم, فقط صدایه تو رو شنیدم, حتی یه لحظه تو رو ندیدم

حتی تو خوابم صدات میکردم, وقتی نبودی نگات میکردم
دلم بایادت, آروم می شد,خواستم بگم که....امانشد

خواستم بگم که من دوست دارم, به یاده چشمات تاصبح بیدارم, تو بهم گفتی که دوست ندارم آخه تو قلبم کسی رو دارم
دنیا می چرخید دوره سرم, خواستم باغصه ازپیشت برم یهو خندیدی گفتی که نرو, از ته دلت دوست داری منو

وقتی اومدی باور نکردم, بهت گفتم که من پره دردم, فقط صدایه تو رو شنیدم, حتی یه لحظه تو رو ندیدم

حتی توخوابم صدات میکردم, وقتی نبودی نگات میکردم
دلم بایادت آروم می شد, خواستم بگم که.... امانشد

خواستم بگم که من دوست دارم, به یاده چشمات تاصبح بیدارم, تو بهم گفتی که دوست ندارم آخه تو قلبم کسی رو دارم.
دنیا می چرخید دوره سرم خواستم باغصه ازپیشت برم یهو خندیدی گفتی که نرو, ته دلت دوست داری منو

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 اردیبهشت1387ساعت 0:43  توسط خودم  | 

یادت می یاد...

براي او كه دوستم داشت يا دارد!

 

عصر پنجشنبه

در زمستان بود

كه آمدي

نمي دانم!

شايد

با آمدن تو بود

كه بهار آمد!

 ۱۵ اردیبهشت تولدت مبارک

+ نوشته شده در  سه شنبه 17 اردیبهشت1387ساعت 12:40  توسط خودم  |